سيد علي اكبر قرشي
206
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( « فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِه مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ » ) * يونس : 74 . * ( « الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ الله بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ ) * . . . * ( كَذلِكَ يَطْبَعُ الله عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ » ) * غافر : 35 . * ( « لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ . كَذلِكَ يَطْبَعُ الله عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » ) * روم : 58 و 59 . ملاحظهء آيات شريفه نشان ميدهد كه مهر زدن از جانب خداست و اوست كه بقلوب مهر مىزند و چون كار به آنجا رسيد ديگر صاحب چنين قلب ايمان نميآورد و به حق تسليم نميشود ، ولى علت اين كار همان كفر و تعدّى و ظلم است چون كسى در اين كارها پيوسته باشد متعاقب آن خداوند دلش را مهر مىزند و از رحمت خداوندى بدور مىشود ( نعوذ باللَّه منه ) . طبق : * ( « لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ » ) * انشقاق : 19 . در مجمع فرموده : اصل طبق بمعنى حال است چنان كه شاعر گفته : اذا صفا لك من مسرورها طبق اهدى لك الدّهر من مكروهها طبقا چون روزگار حالى از شادى براى تو پيش آورد حال ديگرى از ناپسندش ارمغانت ميفرستد شاعر ديگرى گفته : انّى امرء قد حلبت الدّهر اشطره و ساقنى طبق منه الى طبق من كسى هستم كه نشيب و فرازها ديده و فقط در بعضى ايام شير روزگار را دوشيده و از آن بهره بردهام . و مرا از حالى بحالى كشيده است . زمخشرى نيز آن را در آيه حال معنى كرده . يعنى : از حالى بحالى سوار ميشويد و از نطفه بجنينى و از آن بطفوليت تا جوانى و پيرى و مرگ بالا ميرويد تا مقدّرات خداوند دربارهء شما بجاى خويش رسند و به بهشت يا جهنّم منتهى شويد . در همين مضمون است آيات : * ( « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ . ثُمَّ جَعَلْناه نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ . ) * * ( ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ ) *